جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
درسهای عمومی و تلاش برای نمره اضافه گرفتن هم گاهی اوقات خیلی خیلی خوبه!!.... وقتی که داشتم خودم رو برای کنفرانس "عالم ذر" آماده می کردم،شاید کمی سخت بود!!ولی وقتی به این بعد فطری خودم می رسیدم ،علاقه ام برای ادامه بیشتر می شد...
عالم ذر،عالمی که در اونجا خدا از من بز تفاوت میثاق گرفت(پیمان گرفت و من هم گفتم لو خدای یکتاست)ولی حالا از ان غافلم ...شاید ظاهرا مسلمون باشم و خداا رد به یگانگی قبول داشته باشم ولی در کارهای رزمره ام بارها شده که هدف رضای اون رو نادیده می گیرم...گاهی اوقات که خودم متوجه می شم...شاید...ولی که حالا که دید گاهم نسبت به این عهد بیشتر شده!از خدایی که خودش این پیمان رو از من گرفته می خوام که همیشه این پیمان و اینکه هدفی جر رضای خدا نداشته باشم رو از یادم نبرم!

یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
دنیا پر از تنوع و تفاوت هاست ، افکار و نحوه ی فکر کردن انسان ها با هم فرق می کند.
پس هر بشری برای خوب بودن باید یک فکر داشته باشد.آیا رسیدن به خدا چندین مسیر دارد؟
یادم می آید که این بحث زمانی جنجالی بود، چون در فیلم سینمایی آمده بود که :"راههای رسیدن به خدا به تعداد افراد است " من بر این شدم تا جواب را بیابم .

به این مطلب رسیدم "
1. فرق سبل و صراط:
"سبل" جمع سبیل است، و به راههای فرعی اطلاق می شود.
"صراط" به معنای شاهراه است که راههای فرعی دیگر به آن می رسد.
2. عبارت "طرق الی الله بعدد انفاس الخلائق" (یعنی راه های رسیدن به خدا به تعداد نفوس انسان ها است)، با معنای سبیل سازگار است.
3. این عبارت اگر چه روایت نیست و به نظر می رسد سخن عارف یا حکیمی باشد ولی سخنی صحیح است.
4. یک عارف کامل می تواند سبیل و راهی برای نجات خودش پیدا کند، ولی این که این سبیل، راه نجات افراد دیگر هم باشد، ثابت نیست.
5. بنابراین، غیر معصوم فقط برای زمان خودش مفید است و برای بقیه زمانها، تضمینی نیست.
6. اما "صراط" که همان راه شاهراه و راه اصلی است، تنها یکی است و برای همه انسانها و همه زمان ها هم کاربرد دارد.
7. "صراط" قابل جمع بستن نیست، لذا یک صراط بیشتر نداریم، و صراط مستقیم تنها و تنها یکی است.
8. هر سبیلی که به این "صراط" منتهی شود، به راه اصلی متصل شده است.
9. روایات بسیاری داریم از اهلبیت(ع) که فرموده اند:"نحن الصراط المستقیم".
خدایا ما را یاری کن تا در صراط مستقیم قدم برداریم و به تو برسیم .
چرا؟...؟چرا همیشه برای اون چیزهایی که دوست دارم و بهش نمی رسم؛ناراحت می شم ...؟چرا؟با این درک ناقصم،همیشه بدون فهمیدن عمق حقیقت از خدا می خوام که بر آورده کنه وگرنه....!!آخه این چه دنیای پستی است که من گنه کار اصرار بر داشتن چیزها و خواسته هایی می کنم که شاید...
خدایا تو مصلحت دنیا و آخرتم را می دانی ،پس به رواکردن خواسته هایم عنایت پرمهر کن. «صحیفه سجادیه»
خدا،به پیامبر(ص ) مى گوید: ((به آنها بگو: من مالک و صاحب اختیارهیچ گونه سود و زیانى درباره خویش نیستم مگر آنچه را که خدا بخواهد)) (قل لا املک لنفسى نفعا ولا ضرا الا ماشااللّه ).
نوح(سوره رعد):
قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُن مِّنَ الْخَاسِرِینَ ﴿47﴾
|
گفت پروردگارا من به تو پناه مىبرم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم (47) پس از این به بعد سعی می کنم رضای خدا مد نظرم باشه نه فرمان های نفس.....!! |
همیشه فکر می کنم که چطوری یک آم می تونه خوب باشه یعنی به اون پاکی وطهارت که لیاقتش بهشت باشه می رسه ...همیشه فکر می کنم که شاید من یک آدم معمولی و البته گنه کار شاید نتونم ....همیشه برام این سوال برام پیش می اومد که نکنه کار خوبی که انجام میدم یا حداقل واجبات رو که انجام میدم مورد رضای خدا واقع بشه؛همیشه فکر می کنم که اگه خدا نتیجه ی هر کار معنوی آدم رو همون موقع بهش نشون میداد چقدر خوب بود....اما وقتی که سخن امام علی رو خوندم که:"توفیق یافتن به انجام کارهای شایسته از نیک بختی است."
اندکی تامل ساده در این سخن می تونه پاسخ همه سوالا رو بده چه بسا درک ناقص من فقط همین اندک نتیجه را بگیرد....!!!
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
خدا انسان را آفرید که ...
بنده ای داشته باشد تا او را عبادت کند ؟ "وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلآ لِیَعْبُدُونِ".(ذاریات،56)
مخلوقی داشته باشد تا به او رحمتش را نثار کند ؟"وَ لاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ # إِلآ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَ َلِکَ خَلَقَهُمْ; (هود، 118 و 119)
بنده ای داشته باشد تا بتواند به تکامل نهایی که از آن خداست برسد؟"وَ أَنَّ إِلَیَ رَبِّکَ الْمُنتَهَیَ".(نجم،42)
خدا بنده را در زمین قرار داده است تا با شرایط سخت و دشواری که در پیش رو دارد ، دست و پنجه نرم کند و بتواند در مقابل به خصلت های بزرگ الهی برسد و بتواند در درونش به ظرفیتی دست یابد تا دیگر این جسم مادی و زندگی دنیایی توان تحمل او را نداشته باشد ، یا به عبارتی دیگر دنیا برای او تنگ باشد و سرانجام انسان به سوی پروردگارش می رود . "إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَیْهِ رَ َجِعُون".(بقره،156)
چنانکه مولای متقیان میفرماید: "بیگمان، خدای سبحان دنیا را مقدمهای برای زندگی پس از آن قرار داده است و آن را برای مردم، بوتة آزمونی شمرده است تا هر آنکه را نیکوکارتر است، باز شناسد. این است که ما برای دنیا آفریده نشدهایم و مأموریتمان تلاش در جهت آن نیست; بلکه برای آزمایش در دنیا نهاده شدهایم"
باید دوید و خود را شناخت ! خودشناسی باعث می شود که بدانی چه روح بزرگی داری و چه ظرفیت بزرگی ؟ بدانی که خدا از دم خودش بر انسان دمیده است " نفخت من روحی "
یعنی می توانی برسی به جایی که صفات الهی و مطلوب را به حد کمال در خود پرورش دهی ؟ یعنی ما اینقدر توانایی داریم ؟!
| Design By : Pichak |
