جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

البته گذشت از دو راهی!

دیگر تصمیمم را گرفتم ، از تهران می ذارم و می رم به یه شهرستانی که تازه مرکز استان شده ، بیرجند

اول شهریور زمزمه های بدون کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه بود که اگه ظرفیت رو ١ نفر اضافه می کردند، به من می رسید! تا اینکه خبر ها حاکی از این بود که ظرفیت افزایش نیافته، و من با توجه به اینکه انتخاب رشته کرده بودم، رفتم برا ثبت نام به دانشگاه بیرجند. وای چه شهرجالبی بود، آدماش متفاوت بودند ، خیلی آروم و ساکت (فک کنم خاصیت کویر که با مردم آن دیار چنان برخورد کرده که صبورند!)

دیروز که عازم تهران بودم تا بیام و وسایلم رو جمع کنم ، مدیر گروه با موبایلم تماس گرفت و خبر از افزایش ظرفیت داد! ولی من تصمیمم رو گرفتم باید بروم ، احساس می کنم که آنجا مفید تر خواهم بود و کار بیشتری برای انجام دادن هست ، باید برگشت و به مردم هم بوم خود خدمت کرد.

به امیدت یا رب العالمین ، توانم بخش تا فرد مفیدی برای جامعه ام شوم.

[ چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ترنج ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب