جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

شاید طبیعی باشد نمیدانم یا به گفته ای عادت شده باشد...

منطقی نیست که تو برای وارد شدن به اتاق دندانپزشک باید وقت بگیری و فلان مریضی که با همسر دکترش  آمده، سرش را پایین بیاندازد و وارد اتاق پزشک شود.  سخت تر است وقتی این ماجرا هنگامی رخ دهد که خودت زیر دست پزشک باشی و دهانت به اندازه ی نیم وجب باز باشد و پر از ادوات دندانپزشکی... و زن ماجرا به همراه همسرش یه هو وارد اتاق شوند و دکتر تو را به حال خود رها کند و برسد به افاضات  بی ربط خانم و آقای گویا آشنا، و تو یک ربع در حالتی باشی که نتوانی صحبت کنی و تیکه ای نثارشان کنی تا بلکه التیام درد آشنابازی پزشکان باشد.

تازه وقتی بر میگردد که ادامه ی کارش را انجام دهد دندانپزشک می بیند که دندانی که سوراخ کوچکی در آن ایجاد کرده را فراموش کرده پر کند آخ آخی می کند و از کنار کم کاریش می گذرد.

عجب روزگار غریبی است که حتی نمی توانی لحظه ای از این فامیل بازی و آشنا بازی در امان باشی

نمی دانم هنگامی که من هم وارد جامعه ی کاری شوم این چنین خواهم کرد؟ نه سعی می کنم در مقابل این جور غفلت ها بایستم که نکند کسی از من به خاطر رفتار نادرستم ناراضی شود.

خدایا کمکم کن تا بفهمم که ملاک برتری انسان ، تقوا ست و دیگر هیچ...

  

[ چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ ترنج ]

در پی فوت ناگهانی یکی از جوانان سی ساله ی خانواده ی همسرم بر اثر ایست قلبی در حین  انجام ورزش فوتبال، بر این شدم تا در مورد اجل چیزهایی بنویسم؛ در آیه ی 2 سوره ی انعام و ذیل تفسیر این آیات به مطالب خواندنی دست یافتم که در این پست آن را قرار می دهم:

 

هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ

شک نیست که کلمه « اجل مسمی» و «اجلاً» در این آیه به دو معنی متفاوت است. از این رو مفسران در باره ی تفاوت این دو بحث کرده اند. از آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که تفاوت این دو در این است که اجل به تنهایی عمر و وقت و مدت غیر حتمی، و اجل مسمیبه معنای عمر و مدت حتمی است. به عبارت دیگر، اجل مسمی، مرگ طبیعی و اجل مرگ زودرس است. این دو اجل برای انسان به این معناست که اگر تمام شرایط برای بقا و حیات او موجود باشد و موانع آن برطرف گردد، ساختمان وجودی او ایجاب می کند که مدت طولانی – مثلاً هشتاد سال- زندگی کند اما ممکن است بر اثر حادثه ای – مانند تصادف یا خودکشی- در سن چهل سالگی بمیرد.پس هشتاد سالگی اجل مسمای او بوده و چهل سالگی اجل او. با توجه به روشن شدن معنی این دو نوع اجل، بسیاری از مطالب روشن می شود؛ از جمله اینکه در روایات می خوانیم که صله ی رحم، عمر را زیاد یا قطع رحم، آن را کم می کند. منظور از عمر و اجل دراین موارد، اجل غیر حتمی است. در هر صورت باید توجه داشت که هر دو اجل از ناحیه ی خدا تعیین می شود؛ یکی به طور مطلق و دیگری به طور مشروط یا معلق؛ درست مثل اینکه بگوییم : این چراغ بدون هیچ قید و شرطی پس از بیست ساعت خاموش می شود؛ ولی اگر طوفان بوزد، بعد از دو ساعت خاموش خواهد شد. در مورد انسان ها یا ملت ها نیز خدا اراده کرده است که اگر مانعی پیش نیاید، تا زمانی مشخص زندگی کنند؛ اما در صورت بروز مانع – مثل گناه یا تنبلی و سهل انگاری آنها یا...- قبل از آن طمان از بین می روند.

پی نوشت...............................................................................................

1- اولین هفته ی کاری سال 91 ما هم شروع شد؛ از پروژه ارشد گرفته تا امتحانات میان ترم حوزه!

2- استاد راهنمای من تو این هفته به عمره مشرف می شوند و تشکیل کلاس درسی دوره ی کارشناسی شان را به من محول کرده اند، درس کنترل خطی

[ یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ ترنج ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب