جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
22 بهمن...
به همراه دوستان رفتیم به گمانم آخرین راهپیمایی مان در 4سال دانشجویی
سعی کردیم خوب خوش بگذرانیم و از خودمان شکار لحظه ها داشته باشیم!البته اولش هم ستون ابلیسک را سوزاندیم و بعد...


از همه نسل آمده بودند، زیر باران؛ زیر رحمت الهی...

از همان نسل های اولی که خودشان انقلاب کردند...

آن هایی که آن زمان سرباز در گهواره بودند،
و حال به همراه جوانان و سربازان آینده شان آمده بودند (انتقالی است از ارزش ها از نسلی به نسلی دیگر)...

جوانه های تازه انقلاب؛ با همان ارزش های نسل اول...


که با لبیک یا خامنهای شان بگویند:
( ما هستیم!)...

حتی اگر باران سبب شود که چاره ای بیاندیشیم...( به این میگن مدیریت بحران!!!)

این هم تنوع مدیریت بحران!!!!

پی نوشت.....................................................
-به خاطر عدم کیفیت تصاویر عذرخواهم. وقتی مگاپیکسل گوشی کم باشد می شود این!!!!!
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب. ثبت قلبی علی دینک
| Design By : Pichak |
