جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

بسم رب الشهداء و الصدیقین

روز آخر سال 90 است و من نمیدانم شاید به پاس سپاس از خدای متعال و مروری بر تلخی ها و شیرینی های سال 90 و البته عبرت گیری از آن ها گفتم وقایع نوشتی داشته باشم شخصی-اخلاقی

می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست، سال 90 را در حالی شروع کردم که هنوز بوی خاک های فکه را احساس می کردم و هنوز در حال و هوای اولین سفرم به مناطق جنوب را داشتم

با خواندن کتاب "زن در آیینه جمال و جلال" شروعش کردم و حال دارد با کتاب "جامعه شناسی خودمانی" به پایان می رسد...

شاید غرورآفرین ترین و احساساتی ترین و البته پر از اشک و حسرت ترین های 90 را بخواهم بگویم:

-        خاکسپاری دو شهید گمنام در اردیبهشت ماه سال 90، تا آرامگاهشان بشود معبری برای دردو دل های روزانه در حد فاصل خوابگاه و دانشکده.

-        دیدار حضرت آقا با جانبازان قطع نخاعی و بعد تر با خانواده های شهید رضایی نژاد و احمدی روشن(صحبت های آقا را در این دیدارها بارها گوش می کنم و نمیدانم ...)

افزایش اعضای خانواده مان از 4 به 5 نفر!تر نج همسفری بزای زندگیش یافت....

شرکت در دفاع  پایان نامه ارشد برادرم...

احساس اولین تجربه کاری در یک محیط واقعی کار برای گذراندن درس کارآموزی.(دیدم همه جا مثل دانشگاه که نیست!!!!!!)

شرکت در جلسه اعلام موجودیت جبهه پایداری و اطمینان از شاید بعضی بلاتکلیفی ها!آن هم با سخنرانی علامه مصباح

استقبال من و دوستم از همسر شهید علیمحمدی و البته افتخار همراهی با ایشون و البته کلی خاطره از شهید و شاید تازه شدن حسرت نبود اینچنین آدم هایی...

از کتاب هایی که خواندم جز درسی هایش که گاه مجبور به خواندنشان بودم تا مشتاق! آنگاه هدایت شدم ، معراج السعاده ، من و کتاب ، روی ماه خداوند را ببوس ، قلعه حیوانات ، کودتای نوژه ، کودتا و ضد کودتا و .... قشنگترینش معراج السعاده بود که البته ناتمام ماند خواندنش به همراه کتاب جهاد با نفس را توصیه می کنم!

قشنگترین و کاربردی ترین حدیثی که خواندم:مدیریت روابط!

و اما خبرهایی که کلی زد تو ذوقم! پولی شدن سرویس های داخل دانشگاه! . بدقولی دکتر یامین پور برای برنامه ای که تدارک دیده بودیم و پوسترش را هم با کلی زحمت تهیه کرده بودیم! و...

سال 90 برایم سال بدی نبود: اضطراب و هیجان و آرامشش با هم در آمیخته بود... و اما برای سال 91 باید سعی کنم خوب درس بخوانم، ترم آخر است و پروژه کارشناسی و بعدش هم کنکور ارشد....

پی نوشت......................................................................................................

-        برای  خانواده ام، کشورم و ره برم و همه دوستانی که آشنایی و همراهی با آنان به قول نیما "  یادشان روشنم می دارد..." آرزوی سال خوبی را دارم.

-        خوش بحال سال 90 که داره ماه دوازدهمش رو میبینه و عمرش تموم میشه؛ می ترسم عمرم به سر برسه و ماه دوازدهمم رو نبینم...   " متی ترانا و نراک"

-       بنده و ترنج را حلال کنید و التماس دعا

یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب؛ ثبت قلبی علی دینک

[ دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٥ ‎ب.ظ ] [ لوتوس ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب