جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

چند روزی است که با وارد شدن به ماه رجب در درونم عجیب غوغا حاکم شده، به کارهای انجام شده و آن دسته از اهدافی که داشتم و برایشان کاری نکرده ام، زیاد فکر می کنم...

ربطش می دهم به رجب اما شاید آمدن نتایج کنکور دکتری نیز تلگری بوده بر اینکه نظری بیفکنم بر کارنامه ی اعمالم! و اینکه از این دنیا چه می خواهم و به کجا دارم میروم.

چه فاصله ای دارم با مطلوبم! اصلا مطلوبی دیگر در ذهنم نیست، مگر می شود در طی 2 سال چنین بی انگیزه گام بردارم، مرا چه شده است؟ آن همه آرزوهای پر طول و دراز کجایند؟ أین الرغائب؟

آن چنان دور شده ام از خودم که نفسم افسار گسیخته می دود! دیگر شور و شوق عبادتم کم شده، وقتی که برای عبادت و راز و نیاز با خدا قرار می دهم به کمتر از یک ششم  قبل رسیده است. بسیار وقتم برای حرف زدن با هم اتاقی ها میرود و چه بسا غیبت هم می کنم و توجیه می شود برایم، چه بسا تهمت هم می زنم و چه توجیه می شود برایم،...

آن چنان مقایسه می کنم خودم را با دیگران که آن آیه ی " ان اکرمکم عندالله اتقکم" از یادم رفته، همیشه این چنین نبود...

سرم شلوغ هست ، کار و درس زیاد دارم ولی دلیل نمیشود که فراموش کنم همه چیز را، همه ی اون اهداف بلند را، همه ی اون دل خوشی ها نه اینکه برایم رنگ باخته گویا ظرفیت من برای رسیدن به آنها کم شده. فقط خدا می داند.

این روزها یاد 2 بار اعتکاف رفتنم در سالهای 88 و 89 می افتم که همه چیز را رها می کردم و به مسجد پناه می آوردم، خدا توفیق می داد و الان در حسرت آن روزها و آن شور و شوق ها می گریم. که 2 سال است مانعی پیش می آید و نمی توانم بروم.

و شاید همان روزها مرا به خودم باز گرداند...

پی نوشت---------------------------------------------------------------------------------

1- دیشب حال عجیبی بود، مناجات حضرت علی(ع) را از موبایلم گوش می دادم و یاد دوران کارشناسی کردم

2- امتحانات حوزه ی علوم دانشگاهیان این هفته آغاز شده و کمی کتاب می خوانم و خیلی چیز یاد می گیرم.

3- تصمیم به کار بزرگی گرفته ام، خدا کمکم کند، بتوانم انجامش دهم.

4- ماه رجب بزرگ است خدا توفیق دهد قدرش بدانم.

[ دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ترنج ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب