جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

امروز در هنگام عبور از صحن دانشگاه ، متوجه یک گروهی شدم که در گوشه ای از محوطه ی دانشگاه چادری بر پا کرده بودند با عنوان " جمعیت حمایت از کودکان خیابانی"

برام جالب بود ! پیش رفتم و دیدم این گروه برخلاف گروههای قبلی که در این موضوعات کار می کردند، شامل افرادی بودند خاص ! منظورم از خاص این که دخترای گروه بی حجاب بودند و روابط بین پسر و دخترشون خیلی راحت! نه در حد معمولی ، بلکه بیش از اندازه راحت بودندکه وسایل داخل غرفه رو به هم پرت می کردند!

واقعا عجیب بود... اصل قضیه خوبه ولی ...نمی دونم تعجب

شاید هم این نکته درسته که بعضی چیزها هست که افراد نمی تونند از کنارش راحت بگذرند...

[ شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ ترنج ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب