جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

»یادم باشد حرفم را بزنم. می دانم لطفش همیشه شامل ماست ، اما درخواست دوباره اش برکت دیگری دارد...»

-یابن رسول الله ، درخواستی دارم ، در دعاهایتان به یاد من هم باشید.

گفت: فکر کرده ای از تو یادم می رود؟

-نه.

-از کجا میدانی؟

-مگر نه اینکه همیشه دعای شما شامل حال شیعیانتان هست. خب من هم یکی از همه ی شیعیان.

از نگاهش تایید حرفم را خواندم. اما پرسید:

-همین؟

-بله آقا ، چیز دیگری نمی دانم.

فرمود:

-هر قت خواستی ببینی چقدر به یاد ت هستم ، ببین خودت چقدر به یاد من هستی.

«نباید یادم برود ، باید بیشتر یادش را در دل داشته باشم...یادم باشد یادش باشم...»

[ چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ لوتوس ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب