جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

چهارشنبه 12/آبان /1389 مراسمی بود و تجمعی در درب شمالی

دانشگاه...برای کاری که در سال 57 یه عده دانشجو...چند تا از

نماینده از برخی تشکلات دانشگاه های مشهد بیانیه خوندن.

نسبت به پارسال جمعیت کمتر بود!حتی خود من هم اگه نمی خواستم سالگرد لطف خدا رو به خودم پاس داشته باشم نمی رفتم!پارسال 13 آبان ، توی همون دوره 8 ماه جنگ نرم تجمع دانشجویی بود که عده ای از بچه هایی که مطمئنم از روی احساسات و نه از ته قلب به جریان فتنه پیوسته بودند اونجا بودند...و خلاصه عده ی زیاد ما اونا رو فراری داد...!

چه روز خوبی بود حتی اگه بعد از تجمع صدایمان از گلویمان بیرون نمی اومد!احساس خوبی بود فرق حرف تا عمل!شاید اون روز هدف زندگی من پرنگ تر از همیشه شد و خیلی از حقایقی رو که می دونستم برام اثبات شد!با دیدن برخی ها در این روز و مشاهده صحنه ها....!!!

به هر حال هر کسی زندگیش طوری تغییر می کنه!!منم سالگرد تولد دوباره ام بود چهارشنبه!چون تجدید میثاق کردم با آرمان هایی که پررنگ تر از همیشه در زندگیم وجود داشتن....

الهی شکرت

 

[ جمعه ۱٤ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ لوتوس ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب