جایی برای رسیدن...
دلنوشته های من و خواهرم...
نويسندگان

 

پیامبر اکرم(ص) : خوشا به حال هر که به پدر و مادرش نیکى کند؛ خداوند بر عمرش افزوده است.

هر سال که می گذرد و سالی بر سنم اضافه می شود و مثلا بر علمم افزوده می شود...بیشتر نیازم  را به او احساس می کنم ، بیشتر احساس کوچکی می کنم در برابرش و بیشتر سعی می کنم این را در نظر داشته باشم که او یک موهبت الهی است برایم...نعمتی است که خدا به همه داده ولی ممکنه  نقشش در زندگی فردی پررنگ تر و در دیگری  کم رنگ تر باشد، هر وقت که نقشش را از کودکی مرور می کنم رعشه بر اندامم می افتد چرا که غربتش را بیشتر احساس می کنم و باید در برابر این چنین نعمتی، حتما خداوند شکری فزون می طلبد...

در همان ابتدا

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ(لقمان آیه 14)

...مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است.

بعد از آن ورورد به اجتماع با همه ی سختی هایش نگذاشت در اجتماع فرو روم...و پس از آن ورود به محیط بزرگتر تک تک ما به دانشگاه به همراه دوری از خانواده. که اگر راهبردهایش نبود بی شک راه به غلط رفته بودم.

چقدر خودخواه هستم آن هنگام که  در خانه است وساعت ها پشت گوشی تلفن صبورانه به مشکلاتم گوش می دهد و راه حل هایی جلوپایم می گذارد و آن هنگام که از سختی روزگار و تنهایی ناراحت است مجبور است به خوشحالی های من لبخند بزند که نکند آسیب ببینم....

همه ی این ها را هر "مادر"ی انجام میده بدون منت!ولی وقتی زندگی خودم رو مرور می کنم فقط شکر خدا رو باید بگم که اگر نبودی من الآنی که هستم نبودم...

امام جوا(ع) می فرمایند: نعمتی که سپاسگزاری نشود، مانند گناهی است که آمرزیده نشود.پس

«خدایا هزار بار شکرت»

و بیشتر می فهمم که چرا پیامبر فرمودند : بهشت زیر پای مادران است.

--------------------------------------------------------------------------------

-نمی دونم تمرین های درسی مان سخت شده یا... ما که ۵ نفر حدود ۵ ساعت نشستیم و فقط یک تمرین رو حل کردیم!خدا به خیر کنه پروژه رو!

ین پیچ در پیچی دانشکده هم شده معضلی برای دوستانی که از دانشکده های دیگه می آیند و ایضا ما!که باید تمام وقت در خدمت باشیم و...!

-توی نمازخونه دانشکده نشسته بودم که یکی از بچه ها اومد برای نمازخوندن!مقنعه اش رو کشید جلو، حجابش رو درست کرد و نماز خواند، بعد از اینکه نمازش تموم شد دوباره مقنعه اش هم رفت سر جای قبلیش! مگه نمی دونیم که خدا همه جا هست پس چرا...!!؟

-از همه مهم تر اینکه برنامه رو به فردا با کارگردانی و مجری گری دکتر یامین پور لغو شد!برای اطلاع بشتر به وبلاگ دکتر سر بزنید.من که خیلی ناراحت شدم

 

 

 

[ سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٦ ‎ق.ظ ] [ لوتوس ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام زین العابدین(ع): الهی! از دشمنی که مرا گمراه می کند و از شیطان که مرا به انحراف می کشاند، به تو شکایت می کنم، او سینه مرا از وسوسه آکنده... در پیروی از خواهش های نفس مرا یاری می رساند و دنیا دوستی را در نظرم می آراید و میان من و طاعت و تقرب به تو مانع می شود.
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب