صرف جهت تلنگر برای امثال ما...!!

یا حق

امروز صبح که از شدت سرما به تریای دانشکده داروسازی رفته بودم تا در حال و هوای اضطراب امتحانهایم و مطالعه جزوات برای خودم چایی هم میل کنم!!

که....

یکی از دانشجویان که به قول حاج آقای پناهیان میزان حیائش کمتر از بقیه بود!(البته در مورد دینداری او و خودم نمیتوانم نظر دهم!چون همین ظاهرش را می دیدمو...!)

با هول فراوان داشت با دوستش از ماجرایی که صبح براش اتفاق افتاده بود صحبت می کرد و دائما از ترسش و نگرانیش می گفت!و البته کاملا نمایان بود!

از قرار معلوم آقای بابایی معروف!!! جلویش را می گیرد و به ظاهرش و آرایشش به قول خود بنده خدا گیر می دهد و با گرفتن شماره دانشجوییش برایش ثبت می کند در پرونده اش!

ناسزا بود که نثار آقای بابایی می کرد و نگران از درج در پرونده و البته ضایع شدن جلو سال پایینی ها و بالایی ها!!

اما با این همه هیچ تغییری نکرده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این هم از ما!ناراحت شدم. وظیفه ما چیست؟طرح عفاف و حجاب دیگر چه صیغه ایست؟!نه من تاثیری داشتم و نه او!

 هی بگوییم تهاجم فرهنگی!هی برویم آخرین مدل های شیطان پرستی را یاد بگیریم!و...تهاجم همین دوقدمی ماست!اصلا خود ما!!

دانشکده نوشت.....................................................................................................

-آسانسور دانشکده با تکان های شدید فقط یک روز کار می کرد!و دیگر حسرت سوار شدنش بر دلمان نشست!!

-وقتی راه جدید سلف میلاد به سمت در پشتی دانشکده را و البته عبور و مرور های بچه ها را می دیدم یاد این جمله افتادم:برای انسان های بزرگ بن بستی وجود ندارد!یا ایشان راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت! مطمئن هستم که دانشجویان مهندسی خودشان این راه... را هموارتر از اینی که هست می سازند!!!!!از خود راضی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک

/ 4 نظر / 12 بازدید
آزاده

فقط یک طرح درست کردیم اسمشم گذاشتیم عفاف و حجاب.بعد فکر کردیم همه چی خود به خودی درست میشه!اصلا نمیدونیم قرار هست با این طرح چه کار بکنیم!چه جوری برخورد کنیم که از این بدتر نشن.به نظر من اشکال مهم از خود ما به اصطلاح مذهبی هاست.چرا به یک دختر باید یک مرد تذکر بده!این تو کجای اسلام قبوله؟اگه قرار هست تذکری هم داده بشه باید یه خانم این کارو بکنه اونم نه با تحدید و شماره دانشجویی گرفتن! اگه قرار بود همه چی با زور درست بشه خدا بهتر از همه میتونست این کارو بکنه.(هرچند که گاهی مواقع اجبار هم لازمه اما فقط گاهی مواقع...) از وقتی که سرویس های دانشگاهو پولی کردن به نظرم دیگه لازم نیست به فکر صاف کردن جاده های خاکی دانشگاه باشن چون این دانشجوهای بیچاره به خاطر این که بتونن تو هزینه هاشون صرفه جویی کنن مجبورن روزی چندبار از این جاده ها رد بشن و این خودش باعث صاف شدن جاده ها میشه!مثل اینکه مسئولان دانشگاه فردوسی بیشتر از اینکه به فکر رفاه دانشجو باشن به فکر هزینه هایی هستن که باید برای دانشگاه بکنن.خب این هم یه جور صرفه جوییه دیگه!

از این همه حرفی که واست زدم فقط غلط املاییشو دیدی!؟

فرشته

هااا... جالب بود... نامرد منظورت این بود دانشگاه علوم پزشکی دچار تهاجم شده..[خنده] اصلا چه معنی داره دانشجوی مهندسی بیاد تریای دارو وسط تهاجم!!![نیشخند]

پرستوی مهاجر

یک راه حل : اگر به اصطلاح خوب ها خوب تر شوند مطمئنا تاثیرش خیلی زیاد هست. اگر من چادری همه چی تموم شدم از صدتا تذکر بهتر است...