یه روز شاید بد...!

می گن هیچ کدوم از روزای خدا بد نیست و اون ما آدما هستیم که با کارای نابخردانه(!!)اون رو خراب می کنیم نمی دونم شاید منم شنبه...

چقدر بده که آدم چیزی رو بفهمه که اصلا انتظارش رو نداشته باشه!!شاید مسئله ای رو فهمیدم که باورش با تصورات قبلیم سخت بود!

اما شنبه یه جای خوب هم داشت و اون این بود که آدم بره مسجد اون هم توی ایام فاطمیه و ببینه چه آدم های خوبی با چه تفکرات با حالی وجود دارن..!

کم کم بود که داشتم خودم رو با مسئله ی اولی آروم می کردم  که..

چقدر سخته که آدم بره خوابگاه و با سوییت کثیفی مواجه بشه که علی رغم انتظارش تمیز کزدنش نوبت اوست..ولی چاره ای نیست چون که تو تعهد دادی که خوابگاهی باشی و باید... ؛با کمی غرزدن و... سوییت تمیز شد؛ولی چقدر سخت بود باور "خسته نباشید"ها و "تشکر"های کاملا تصنعی بچه ها!ناراحت

بعد از همه اینها وقتی رفتم اتاق دیدم یاعت ١١:٣٠ شب هست و من خسته تر لز اون هستم که بخوام درسی بخونم!پس سعی کردم بخوابم و بدونم که"الا بذکر الله تطمئن القلوب"

/ 3 نظر / 22 بازدید
آذر

ان مع العسر يسرا. « به راستي كه پس از هر سختي ، آساني است »

یار مهربان

اصلا مطلبتون رو نخوندم ولی در مورد نظر پایینی بایست بگم که ما همیشه اشتباه معنی می کنیم این آیه رو بایست گفت رنج و سختی همراه با راحتی است (معیت)

موج

بدانید و آگاه باشید دلها " فقط " با یاد خدا آرام می گیرد