بنده ی جاهل

                                               

 باز دوباره دو دل شده ام برای زیستن !

نه به خاطر اینکه نا امیدم نه ... چون می ترسم از اینکه به کجا خواهم رفت ؟ آیا عاقبتی خیر خواهم داشت یا نه؟

آیا می توانم راهی را بروم که او می خواهد و ما را بدان جا می خواند؟ ترسم از این است که نتوانم زندگی پر ثمر و پر توشه ای داشته باشم ...

می دانم که من چیز زیادی از این حیات نمی دانم !

خدایا پس کمکم کن تا مسیر مستقیمی که تو نشان دادی را درست انتخاب کنم وبه هدف بزرگ بشریت که رضای توست برسم ...

/ 8 نظر / 22 بازدید
لوتوس

موفق و عاقبت بخیر باشی

یاسین

جدی جدی تا حالا فکر کردیم که ما واقعا چقدر بی چشم و روییم . هر چی که خدا بیشتر بهمون می ده ، علاوه بر اینکه شکرشو به جا نمی یاریم بازم بیشتر می خوایم.دقیقا مثل دانشگاه که می گفتیم فلان درس رو پونزده شدم (توجه فرمائید که " شدم") ولی می گفتیم فلان درس منو انداخت ( توجه دارین که "انداخت") یعنی موفقیت ها ور خودمون به دست می یاریم و چیزهایی رو که بهشون نمی رسیم بهمون نمی دن... تو زندگیمون هم همینجوریه حالا اگه همه اینجوری نباشن حداقل 99 درصد اینطورین... پس به قول یارو گفتنی آرزوهامونو بنویسیم که فردا ،پس فردا که بهشون رسیدیم یادمون باشه چیزایی که داریم همون آرزوهای دیروزمونه ... سلام.خوشحال می شم اولین نفری باشی که به وبلاگم سر میزنی

آنشرلی

به نام آفريننده ي پاك ترين احساسات سلام با دنيايي پر از احساس و لطافت و دخترانگي خواستم تا دخترانه هايي شايسته ي لطافت دختر ها براتون بنويسم براتون از روزهاي داغ و خوش رنگ و جالب دخترانه گفتم گفتم و نوشتم و نشستم منتظر تويي كه يه دختري ، تا بياي و تو هم بنويسي بنويسي از روزهاي دخترانت چه خوب چه بد بنويسي براي من و همه ي دخترا منتظرتم با دلي منتظر و پر از احساس دخترانه

آنشرلی

راستی , منم امشب اعتکاف بودم ... حستو درک میکنم ... روزای عجیبی بودن ... خیلی عجیب.... من چیزیو که میخواستمو گرفتم تو اون روزا