خدا را شکر ...

دلواپس روزهایی هستم که در پیش رویم هست ، می ترسم ازاینکه ، به چیزی که فکر می کنم نرسم ! باید هدفم را خالص کنم ...

به عقب که بر می گردم و به چیزهایی که نرسیده ام می نگرم ، گویا علت مشترکی در همه ی آنها دیده می شود و آن" نیت " است . شاید خواسته هاو اهدافم همه نفسانی بود و برای رسیدن به امور پست برنامه ریزی می کردم ، شاید هدفم آنقدر کوچک و بی ارزش بوده که نرسیدن به آن برایم بهتر بوده ، شاید تعریفم از خوب بودن و مفید بودن اشتباه بوده و...

گاه به این می اندیشم که اگر به بعضی جایگاه هایی که در نظرم بوده ، می رسیدم ، خودم را گم کرده و در وزطه غرور و بی خردی غوطه ور می شدم ...

الان که این متن رو می نویسم ، از مقامم خیلی ناراحت نیستم ، اصلا ... تازه خدارا نیز شکر می کنم که باز هم مرا به حال خود رها نکرده که اسیر نفسم شوم ، و بیراهه را برگزینم .

باز برهه ای را تجربه می کنم که وقتم آزاد تر و کارم بیشتر! روزها می گذرد و وظیفه ی من تنها درس خواندن است ! باید آنقدر خوب بخونم تا بتونم برای رسیدن به اهداف الهی توان علمی بالایی کسب کنم ، تا مگر گوشه ای از کارهای زمین مانده ی کشورم را حل کنم ، وبا نیت خالص بتوانم به جامعه و مردمم خدمت کنم ، کمک کنم به مستضعفین و پابرهنگان که وارث زمینند ، تا از دعای خیر آنان و تلاش روزافزونم به کمال انسانی برسم .

بارالها به من "سعه صدر" عطا کن تا سختی ها و مشکلات دوره ی جوانی را تحمل کنم و ازبرخورد با آنان درس عبرت بگیرم ...

            

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
ع. آقایی فر

طرز فکرتان خیلی خوب است ولی وظیفه ی شما تنها درس خواندن نیست .( اگر هدف حل مشکلات کشور است )

منصوره

هر هدفی داری با هر نیتی چه ابادانی کشور چه هر چیز دیگه امیدوارم درست انتخاب کنی و موفق باشی