دیدار رهبری

حسین حسین شعار ماست و شهادت افتخار ماست...

2-3 سالی است (از زمانی که برای خودمان دانشجو شده ایم!!)پیگیر سخنان آقا هستم و حتی هیچ وقت هم یک درصد احتمال نمی دادم و نمی دهم که بخواهم در جلسات آقا حضور داشته باشم!(البته ترنج یکسری راه های میانبر را توصیه کرد که انشالله انجام خواهم داد و شرفیاب حضور.....)

البته کلی هم کیف کردم که این دفعه آقا به ما دانشجویان خارج از جلسه(حاضر در منزل!!!) نسبتاً بیشتر هم توجه کردند و گفتند "دیگر دانشجویان هم از مطبوعات ببینند و ...." ما هم به گوش گرفتیم و نشستیم گوش دادیم و البته در آرشیومان هم گذاشتیم برای مراجعات بعدی!!

این دیدار یک عالمه نکته مفید و قابل بررسی داشت که لازمه روی هر بخشش فکر و تحقیق بشه...(شاید(اگر خا بخواهد) نشستیم  با ترنج  و مفصلش را نوشتیم!!!)

آقا در هر مینه ای جدیدترین اطلاعات رو دارند.یکی از نویسنده ها در خاطراتش از آقا می گفت: "برای ما تعجب آور بوده است که آقا خیلی از کتاب هایی که چند ماه از انتشارش  هم نگذشته را خواندند، کتاب های فراوانی را ایشان خواندند."

وقتی آقا از انقلاب های بزرگی که در یکی دو قرن اخیر رخ داده صحبت می کردند و مقایسه پایداری انقلاب اسلامی ایران و ناپایاری آن ها در حرکتشان و ....برام جالب بود طرز حفظ کردن سال انقلاب کبیر فرانسه توسط ایشون و توصیه اش به ما که اول 1، بعدش 7، 8، 9 (1789)یادم اومد که من هم سال جنگ جهانی دوم و تولد آقا رو به خاطر مصادف بودنش با سال تولد مادربزرک(1318) همیشه یادم هست!!!!(از بین این همه اعداد و ارقام و تاریخ سال!)

البته حاشیه های نماینده های دانشجویان مثل پارسال پررنگ نبود اما آقا خوب بلد بودند ما را بخندانند...

سعی می کنم نکته هایی را یادآوری کنم که کم تر در خبرگزاری ها باشد...

متن گزیده سخنان رهبری

-در جایی تعبیر بسیار زیبایی را استفاده کردند و آن هم سختی ورود و حضور در منصب ها و کار های سیاسی و اجتماعی بود و تشبیهش به یک پیاده رو شلوغ"مسلم است که وقتی در یک پیاده رو شلوغ حرکت می کنی، هم تنه می خوری  هم تنه می زنی..." که بسیار مناسب بد برای آدم هایی مثل خود من که وقتی در بعضی برخوردها با دیگران در عرصه های کوچک وقتی ناملایماتی را می بینم شاید به زمین و زمان کفر بگویم و...

ضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکل‌های دانشجویی را به کارهای فکری و فرهنگی برنامه‌مند، هدفمند و عمیق توصیه و خاطرنشان کردند: در شرایط فعلی مجموعه‌های دانشجویی باید توجه و توان خود را به سمت کارهای عمیق فکری و تحقیق در زمینه مسائل کلامی، اخلاقی، تاریخی، مسائل انقلاب و مسائل گوناگون کشور معطوف کنند...مشکلی که ما می خواهیم زود از یک کار نتیجه بگیریم و یک روزه علامه دهر شویم!

حرف های گفتنی بسیار است(مثلا آن قسمت ها که برای تاثیر گذاری دانشجویان و چگونگی ابتذال اخلاقی می گفتند،جای حرف بسیار دارد) و این حقیر تنها قسمت های رویه ای از بیانات آقا را نوشتم!(خواستم کمی هم متفاوت باشد!!)

بی ربط نوشت..........................................................................................................................

نمی دانم فلسفه افطاری دادن ها در ماه رمضان مبنی بر این است که پیامبر فرمودند:" هر که از شما افطار دهد روزه دار مومنی را در این ماه از برای او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد کردن و آمرزش گناهانن گذشته..."یا هر چی عوض داره،گله نداره!؟ ، چشم و هم چشمی!؟ ، نشان دادن ظروف تازه خریداری شده به هم!؟ ، سبقت در تعداد خورش های موجود در سفره!؟ یا تعریف خاطرات تعداد دفعه ای که به رستوران های پدیده و شاندیز و ... رفته اند و چه مقدار پول به ورودی داده اند...!؟؟

الله اکبر

/ 9 نظر / 17 بازدید
راميان

سلام بله، براي منم طريقه ي اقا براي حفظ كردن تاريخ انقلاب كبير فرانسه جالب بود! چون خودم قبلا دقيقا همينطوري حفظش كرده بودم. بابت فلسفه ي مهموني هم به نظرم به نيت افراد مونده. همهي موار مذكور ميتونن علت مهموني دادن باشن! البته شكر خدا براي ما همون نيت الهي هست نه باقي! منتظرم ياعلي

استاذنا

صبح یکی از روزها با هم به "کاباره­ی پل کارون" رفتیم. به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود. با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار با حیایی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود. شاهرخ جلوی میز رفت و گفت: همشیره تا حالا ندیده بودمت، تازه اومدی اینجا؟! زن خیلی آهسته گفت: بله؛ من از امروز اومدم. شاهرخ دوباره با تعجب پرسید: تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی­خوره، اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟ زن در حالی که سرش رو بالا نمی­گرفت گفت: مهین هستم. شوهرم چند وقته که مرده. مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ حسابی به رگ غیرتش برخورده بود. دندانهایش را به هم فشار می­داد. رگ گردنش زده بود بیرون. دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!! .... ادامه در "استاذنا"

ناموس خدا

سلام خوش به حالت که رفتی و استفاده کردی.من که پارسال فقط یه حس نذاشت برم[گریه]باورت میشه... سعی کن هر قسمتی از سخنان رو می ذاری،با تحلیل خودت باشه.وگرنه صرف سخنرانی رو که همه می شنون،چه نیازی به نشر در وب؟!!!

فرشته

سلام آره دیدار رو رفتم ... شنیدم خودت نیومدی!!! راست میگی تو کنگره منم خیلیا رو تازه شناختم.. خیلی چیزا دستم اومد.. موفق باشی.

مصطفی منتظر

"قتی در بعضی برخوردها با دیگران در عرصه های کوچک وقتی ناملایماتی را می بینم شاید به زمین و زمان کفر بگویم و..." این حالت در این اتفاقات اخیر واسه بنده هم بوجود اومده بود که تا همین صحبت های آقا هم ادامه داشت انشالله با تفکر عمیق در مباحث مختلف و ... حرف های آقا رو زمین نمونه

محب ولایت

سلام علیکم میلاد سبط اکبر، کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد[گل]

حمید برزخ

سلام بنده هم مشتاق دیدارم و البته خواهان دیدار اینکه گزیده رو نوشتید خیلی خوب بود ... بالاخره باید حرف امام خامنه ای رو نشر داد .... راز و دیدید ؟ وحید جلیلی بود.... خیلی عالی حرف زد یک انتقاد درشت: زمانی که آپ میشوید و حس میکنید مطلب مفید و خوبی هست ... چرا بقیه رو از آپ شدن مطلع نمیکنید ...

باغ اندیشه ها

[گل]سلام. خوبین ؟! خوشا به سعادتتون. منم خیلی دوست دارم تو یه دیدار تقریبا خصوصی ایشونو ملاقات کنم. انشالله قسمت ماهم بشه. در مورد افطاری دادن بعضی ها هم آدم دعاکنه به راه راست هدایت بشن شاید بهترین راه حل باشه... من هم به روزم. خوشحال میشم تشریف بیارین...[گل]

فرشته

سلام حالا چرا لب و لوچه ات آویزونه!!!!!