اجل و اقسام آن

در پی فوت ناگهانی یکی از جوانان سی ساله ی خانواده ی همسرم بر اثر ایست قلبی در حین  انجام ورزش فوتبال، بر این شدم تا در مورد اجل چیزهایی بنویسم؛ در آیه ی 2 سوره ی انعام و ذیل تفسیر این آیات به مطالب خواندنی دست یافتم که در این پست آن را قرار می دهم:

 

هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ

شک نیست که کلمه « اجل مسمی» و «اجلاً» در این آیه به دو معنی متفاوت است. از این رو مفسران در باره ی تفاوت این دو بحث کرده اند. از آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که تفاوت این دو در این است که اجل به تنهایی عمر و وقت و مدت غیر حتمی، و اجل مسمیبه معنای عمر و مدت حتمی است. به عبارت دیگر، اجل مسمی، مرگ طبیعی و اجل مرگ زودرس است. این دو اجل برای انسان به این معناست که اگر تمام شرایط برای بقا و حیات او موجود باشد و موانع آن برطرف گردد، ساختمان وجودی او ایجاب می کند که مدت طولانی – مثلاً هشتاد سال- زندگی کند اما ممکن است بر اثر حادثه ای – مانند تصادف یا خودکشی- در سن چهل سالگی بمیرد.پس هشتاد سالگی اجل مسمای او بوده و چهل سالگی اجل او. با توجه به روشن شدن معنی این دو نوع اجل، بسیاری از مطالب روشن می شود؛ از جمله اینکه در روایات می خوانیم که صله ی رحم، عمر را زیاد یا قطع رحم، آن را کم می کند. منظور از عمر و اجل دراین موارد، اجل غیر حتمی است. در هر صورت باید توجه داشت که هر دو اجل از ناحیه ی خدا تعیین می شود؛ یکی به طور مطلق و دیگری به طور مشروط یا معلق؛ درست مثل اینکه بگوییم : این چراغ بدون هیچ قید و شرطی پس از بیست ساعت خاموش می شود؛ ولی اگر طوفان بوزد، بعد از دو ساعت خاموش خواهد شد. در مورد انسان ها یا ملت ها نیز خدا اراده کرده است که اگر مانعی پیش نیاید، تا زمانی مشخص زندگی کنند؛ اما در صورت بروز مانع – مثل گناه یا تنبلی و سهل انگاری آنها یا...- قبل از آن طمان از بین می روند.

پی نوشت...............................................................................................

1- اولین هفته ی کاری سال 91 ما هم شروع شد؛ از پروژه ارشد گرفته تا امتحانات میان ترم حوزه!

2- استاد راهنمای من تو این هفته به عمره مشرف می شوند و تشکیل کلاس درسی دوره ی کارشناسی شان را به من محول کرده اند، درس کنترل خطی

/ 3 نظر / 29 بازدید
ریحانه

ای خدا صبر بده در غم بی مادر ی ام سخت لبریز شده عاطفه ی دختر ی ام مادرم کو که کِشد دست نوازش به سرم یا مرا هم ببرد یا کند از غم بری ام خانه داری شده کار من طفل معصوم نیست ای مادر من تجربه ی مادری ام زیر بار غم سنگین تو من می میرم گر تسلی ندهی یا نکنی دلبری ام فضه فکر من و فکر حسنین است ولی من غم خانه نشین دارم و از خود بری ام تربت مخفی تو هست همه دلخوشی ام همه آرامشم این است که من کوثری ام گل بستر نظرم را به خودش جلب کند تا زیادم نرود زخم تو ای بستری ام با نگاه در و دیوار شود پایم سست پشت در زائر قبر پسر آخری ام کاشکی رنگ در خانه عوض می گردید من خودم سوخته از این در خاکستری ام ای خدا شکر که بابا و برادر دارم وای از آن دم که سر نیزه کند سروری ام زیر خورشید سرت محمل بی سایه رود تابشی کن که نبینند به بی معجری ام ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه تسلیت باد...

دوست

وبتون جالبه. نوشته بودین که دانشجوی برقین. مگه حوزه هم میرین؟

سمیه

مبارکه خانم استاد. الکی الکی استاد شدی دختر.